بازار جهانی مقاطع فولادی تحت فشار ضعف تقاضا و افزایش هزینهها
- شناسه خبر: 30656
- تاریخ و زمان ارسال: 8 سپتامبر 2026 ساعت 17:39
- بازدید : 3
- نویسنده: ahanonline

به گزارش آهن آنلاین؛ بازار جهانی مقاطع فولادی در نقطهای قرار گرفته که کاهش تقاضا دیگر تنها عامل تعیینکننده قیمت نیست. از یکسو رکود ساختوساز چین، محدودیتهای تجاری اروپا و افزایش صادرات این کشور، رقابت بر سر بازارهای صادراتی را تشدید کرده و از سویدیگر، رشد هزینه انرژی، حملونقل و ریسکهای ژئوپلیتیکی اجازه افت متناسب قیمتها با ضعف تقاضا را نمیدهد. در چنین شرایطی، قیمت آهن آلات در بازارهای مختلف بیش از گذشته به مسیر تجارت، هزینه تولید و مقصد مازاد عرضه وابسته شده است.
رشد تولید، بدون بازگشت تقاضا
دادههای انجمن جهانی فولاد نشان میدهد تولید فولاد خام جهان در ژوئیه ۲۰۲۶ با ۰.۳ درصد کاهش سالانه به ۱۴۹.۲ میلیون تن رسید و تولید هفتماهه نیز با افت ۰.۶ درصدی همراه بود. نکته مهمتر، رفتار چین است؛ تولید این کشور در ژوئیه ۳.۶ درصد پایین آمد و در هفت ماه نخست سال نیز ۳.۱ درصد کاهش یافت. بااینحال، این کاهش هنوز برای ایجاد تعادل واقعی در بازار جهانی کافی نیست.
دلیل این شکاف را باید در سمت تقاضا جستوجو کرد. افت سرمایهگذاری در املاک چین، موتور سنتی مصرف فولاد، باعث شده کاهش تولید داخلی لزوماً به معنای کاهش فشار عرضه جهانی نباشد. کارخانهها بخشی از ظرفیت خود را از بازار داخلی به بازار خارجی منتقل میکنند. صادرات فولاد چین در ژوئیه به ۱۰.۱۲ میلیون تن رسید و در هفت ماه نخست سال حدود ۶۵ میلیون تن بود. در مقاطع طویل نیز صادرات میلههای فولادی در ژوئیه ۲۰.۹ درصد نسبتبه سال قبل افزایش یافت. بنابراین مسئله اصلی بازار فقط «چقدر فولاد تولید میشود» نیست، بلکه «این فولاد در کدام بازار فروخته میشود» است.
مازاد چین، بازارها را جابهجا میکند
محدودیتهای تجاری اروپا و بریتانیا دقیقاً در چنین شرایطی اهمیت پیدا میکنند. بریتانیا از اول ژوئیه ۲۰۲۶ حجم سهمیه واردات بدون تعرفه فولاد را ۵۱ درصد نسبت به سازوکار قبلی کاهش داده و واردات بالاتر از سهمیه با تعرفه ۵۰ درصدی مواجه میشود. چنین سیاستی لزوماً مازاد جهانی را از بین نمیبرد؛ بلکه میتواند مسیر آن را تغییر دهد.
نمونه اوکراین این تغییر مسیر را بهخوبی نشان میدهد. واردات مقاطع طویل این کشور در پنج ماه نخست ۲۰۲۶، ۷۲.۶ درصد افزایش یافته و به ۱۸۴.۴۶ هزار تن رسیده است؛ ضمن اینکه ارزش واردات همزمان کاهش داشته که نشانه حرکت بازار به سمت محصولات ارزانتر و کمارزشتر است. این تغییر مسیر عرضه میتواند در بازارهای منطقهای روی طیف وسیعی از محصولات اثر بگذارد و حتی قیمت پروفیل را در بازارهایی که به واردات وابستهاند، تحتتاثیر رقابت محصولات ارزانتر قرار دهد. ترکیه یکی از تأمینکنندگان اصلی این بازار بوده و چین نیز در برخی اقلام سهم قابلتوجهی پیدا کرده است.
این داده برای ایران اهمیت ویژهای دارد، زیرا هرچه بازارهای اروپایی بستهتر شوند، رقابت صادرکنندگان ترکیه، چین، روسیه و سایر تولیدکنندگان در بازارهای منطقهای بیشتر میشود. بنابراین فشار احتمالی بر صادرات ایران الزاماً از سقوط قیمت جهانی ناشی نمیشود؛ ممکن است از افزایش تعداد فروشندگان در بازارهای مقصد ایجاد شود.
هزینه بالا، ترمز افت قیمت آهن آلات
در سویدیگر معادله، هزینه تولید قرار دارد. افزایش قیمت انرژی و اختلال در مسیرهای حملونقل، بهویژه در شرایط پرریسک دریای سیاه و تنگه هرمز، باعث شده کف هزینه تولید و صادرات بالا بماند. در اروپا نیز افزایش شدید هزینه گاز به فشار مضاعف بر صنایع انرژیبر تبدیل شده است.
همین مسئله توضیح میدهد چرا بازار با وجود تقاضای ضعیف الزاماً وارد یک روند نزولی عمیق نمیشود. کارخانهای که هزینه انرژی و حمل آن افزایش یافته، حاضر نیست برای حفظ حجم فروش با هر قیمتی معامله کند؛ در نتیجه بخشی از تولیدکنندگان ترجیح میدهند تولید را کاهش دهند یا خرید مواد اولیه، بهخصوص قراضه، را محدود کنند تا حاشیه سود حفظ شود.
این رفتار در کوتاهمدت از شدت افت قیمت میکاهد، اما همزمان حجم معاملات را پایین نگه میدارد. برای بازار ایران، این وضعیت یک پیام دوگانه دارد. افزایش هزینههای جهانی میتواند از قیمت داخلی حمایت کند، اما اگر قدرت خرید بازار داخلی و تقاضای پروژهای رشد نکند، این حمایت الزاماً به رونق معاملات منجر نخواهد شد. به بیان دیگر، افزایش هزینه تولید میتواند «کف قیمت» را بالا ببرد، بدون آنکه «سقف تقاضا» را جابهجا کند.
بههمیندلیل، اثرگذاری این متغیرها بر بازار داخلی را نمیتوان صرفاً از مسیر نرخ ارز سنجید؛ افزایش هزینه تولید و حمل میتواند در محصولاتی مانند تیرآهن نیز خود را نشان دهد و مانع از آن شود که افت تقاضای جهانی بهطور کامل به قیمت تیرآهن در بازار داخلی منتقل شود.
دو سناریو برای مقاطع فولادی
در سناریوی نخست، صادرات چین در سطوح بالای ۱۰ میلیون تن در ماه باقی میماند و بازارهای منطقهای مانند خاورمیانه، جنوبشرق آسیا و شمال آفریقا با عرضه بیشتری مواجه میشوند. در این حالت، قیمت مقاطع طویل تحت فشار رقابتی قرار میگیرد و صادرکنندگان ایرانی بیش از گذشته باید روی قیمت تمامشده، کیفیت و هزینه حمل تمرکز کنند. نشانه اصلی این سناریو، تداوم رشد صادرات مقاطع چین و افزایش واردات محصولات ارزان در بازارهای منطقهای خواهد بود.
سناریوی دوم، کاهش بیشتر تولید جهانی و تشدید هزینه انرژی است. اگر محدودیتهای تجاری و اختلالات لجستیکی ادامه پیدا کند، کاهش عرضه میتواند اثر ضعف تقاضا را خنثی کرده و بازار را در محدودهای پرنوسان اما مقاوم دربرابر افت شدید نگه دارد. برای فعالان ایرانی، در این شرایط رصد همزمان صادرات چین، نرخ حمل دریایی، هزینه انرژی و فاصله قیمت صادراتی با بازار داخلی مهمتر از دنبال کردن یک شاخص جهانی منفرد خواهد بود.
در مجموع، بازار جهانی مقاطع فولادی فعلاً نه در آستانه یک رونق جدید است و نه الزاماً در مسیر یک سقوط قیمتی. مسئله اصلی، انتقال مازاد عرضه از بازارهای محدودشده به بازارهای بازتر و همزمان بالا ماندن هزینه تولید است؛ ترکیبی که میتواند حجم معاملات را کاهش دهد، رقابت صادراتی را شدیدتر کند و قیمتها را در محدودهای پرنوسان نگه دارد. برای بازار آهن آلات ایران، خطر اصلی در ماههای آینده بیشتر از جنس «فشار بر بازارهای صادراتی» است تا صرفاً افت قیمت جهانی.







